در ستایشِ دلدادگیِ بی فرجامِ گالیور و فلرتیشیا

 

همین جا اعتراف می کُنم که تلخی و شیرینیِ عشق رو تویِ هفت سالگی با تمامِ وجودم حس کردم ...

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
ليلي

منم رابرت رو دوست داشتم با الفي اتكينز[رویا] ولي بابا لنگ دراز اين نوستالژي رو برام داره....

ایمان

یاد اون روزا بخیر........

سمیرا کرمی

شعر گرم شدن زمین خوب بود دریاها اورست را فتح می کنن فصلها از قدم های تو به هم می رسند زیبایی شناسی آدم رو تحریک نمی کنهد

فرانک

هیچ چیز یک روزه یا یک شبه اتفاق نمی افته. نه عشق، نه نفرت. هر چیزی قبلش مهمه و قبل ترش و خیلی قبل ترش ..

فرانک

اشکامو موقع تماشای حاج زنبور عسل برای پیدا کردن مادرش و یادم نمیره .. [لبخند]