به قلب آنچه دوست نداری ...

شاید بیست سال از آن زمانی که برای اولین بار، نام و صدا و تعریفهایی از "پینک فلوید" را شنیده بودم در نوجوانی میگذرد. همان روزها، همراه با تب آن روزهای "The Wall " نشسته بودم با بزرگتر از خودم ها و مثلا گوش کرده بودم ... آنقدر دلم را زده بود که هیچوقت دیگر به سمتش نرفته بودم تا امروز. یکجورهایی در خلاف جهت تب و تاب آن سالها، بدم آمده بود از آهنگهاش.

امروز خیلی اتفاقی لابلای آهنگهایی که روی فلاش مموری از دوستی گرفته بودم، همان آلبوم "The Wall " اش بود، تصمیم گرفتم بعد از سالها یکبار هم که شده مثل بچه ی آدم گوش کنم این آهنگ ها را ... و نشستم و بی آنکه هیچ چیز دیگری حواسم را پرت کند، گوش کردم.

"Goodbye Blue Sky " و "The Thin Ice " را دوست داشتم و بارها گوش کردم ... و بعد از اینهمه سال، "پینک فلوید" رفت توی لیست آهنگهای دوست داشتنیم ...

نه اینکه بتواند جای کارهایی مثل کارهای "Aron " را بگیرد ... نه ... آهنگهایی مثل کارهای "Aron "، از هوایی که هر ثانیه نفس میکشم هم برایم لازم تر است. آنقدر که هر روز دست کم یکبار، آن تک آهنگ فرانسوی "Le Tunnel D’or" را گوش میکنم تا جان بگیرم.

ولی "پینک فلوید" را هم میگذارم جزو دوست داشتنی هایی که میتواند هر از گاهی تازه ام کند ...

نه اینکه حسرت این را بخورم که چرا تا حالا گوش نکرده بودم و چه اشتباهی کردم و چه و چه و ... نه ... ولی فهمیدم که گاهی باید زد به قلب آنچه دوست نداری ... شاید در این گیر و دار، ورق برگشت ...

/ 0 نظر / 14 بازدید