حیاتِ وحش

 

1)

باز هم دم ِ همین سیگارهایِ تقلّبی گرم

که سفر را کوتاه تر می کنند

هر چه بیشتر کشیده می شوند ...

2)

اگر هیچوقت پلنگی را ندیده اید

که تویِ یک سالنِ بزرگِ سیرک

برای صندلی هایِ خالی، نمایش اجرا کند

خوب تماشایم کنید ...

3)

این کفش هایِ لعنتی

پافشاری می کنند به ماندن

و گرنه من کجا و حسرتِ پیاده روهایِ خلوتِ خیس ...

4)

روزی دلتنگِ تو خواهم شد

شبیهِ خاطره ی تلخِ مزّه یِ پشتِ تمبرهایِ نامه هایِ دوردست

طعمِ لبانت ...

5)

نه تویِ کتاب هایِ ریاضی نوشته بودند

نه در علوم ِ زیست شناسی

که سرانجام

 اعداد

گریبانِمان را خواهند گرفت

و تا منفیِ بی نهایت، کِشان کشان خواهند برد ...

6)

و جغرافیایِ تن اَت

به تاریخ پیوسته است ...

و تاریخ ، همیشه قابلِ تحریف بوده است ...

7)

قطار از رویِ جفتِشان رد شد

کاش موضوع، یک خود کشیِ فوری بود

داستان امّا

نرسیدنی ابدی بود

مرگِ تدریجیِ دو خطِ موازی ...

8)

چه آتشی از من طلب خواهند کرد

استخوان هایی که پنجاه سالِ آزگار

سرما تا مغزشان 

           هر نفس رسوب می کند ...

9)

اینها که بر لبم نشسته و ننشسته

بازمیگردانـــَــدَم به حیاتِ وحش

تنفس های ناشیانه یِ مصنوعی است

بوسه هات ...

10)

پاییز و بهار

لابلایِ برگهایِ تقویم اَم زاده می شوند

و آخرین ژنِ زمستانِ منقرض را

توی فریزر نگه داشته ام برای دخترم

پیاده رو ها را گذاشته ام برای حراج 

تابستان بیداد میکند ...

 

/ 4 نظر / 16 بازدید
سا

3 و 10 فوق العاده بود. استفاده کردمش ، با نام خودتان... چون همیشه و بی اجازه ، رخصت طلب می کنم برای این جسارت... ...[گل]

ليلي

همشون عالي بودن.خيلي خيلي عالي

الهام

آخه چی میشه جدا جدا پستشون کنی آقای صالحی .