1)
قماربازی
که معشوق اش را به حریف می بازد
از گم شدن نمی ترسد ...

2)
حسادت می کنم
به خرس هایی
که یک فصلِ تمام
خواب می بینند
... و از زمستان های سرد
خاطره ای ندارند ...

3)
ترس
مُسری است
و علاجی جز قرنطینه ندارد
وقتی کسی لب به اعتراف حتّا نمی گشاید
و برادر بزرگترش
از کودکی
شیفته ی گورکنی بوده است ...

/ 7 نظر / 14 بازدید
شهرام معقول

سلام قمار باز را دیدم و خرسی که در میانه برف زمستانی به آرامی خوابیده بود و البته دیدم لایه های زیرین شعر سوم را. پیروز باشید. [گل]

مریم قاضی

سلام آیا شما همان استاد نامدار علی صالحی هستید؟ اگر هستید این شعر تقدیم به شماست:

فرازوفرود

[گل]

شادی خوشدل

با سلام و درود فراوان انجمن ادبی ترانه ی فریاد بار دیگر با نقدی بر سروده ی شاعر گرامی((آقاى شهرام معقول)) به روز شده است. از شما دوست گرامی برای خوانش و اظهار نظر دعوت به عمل می آید خرسندیم که با حضور سبز خود انجمن را در هرچه بهتر شدن یاری می فرمایید.

شهرام معقول

با عرض سلام و ارادت شعری از من در انجمن ادبی ترانه ی فریاد به نقد گذاشته شده است و منتظر نقد شما عزیز گرامی است. خوشحال میشوم که نقد شما را پای سروده ام بخوانم

کامیابی

سلام دوست عزیز با شعر اولتان بیشتر ارتباط برقرار کردم شعری موجز و تاثیر گذار. شعری کوتاه که می توان ساعتها در مورد ان بحث کرد.[گل]