استخوان های دوست داشتنی

 

مثلِ همه ی دایناسورهایی که برایِ این زمینِ حقیر ِلعنتی، بیش از حد، بزرگ و زیاد بودند ...   مثلِ همه ی خشکی های پـَــستی که برای دایناسورهای عزیز، زیادی کوچک و کم بودند ...

از انقراضِ دایناسورها که حرف میزنم، از حجم ِ کوچکِ حقیر ِ پستِ لعنتیِ خالی و خشکی به اندازه ی یک نفس عمیق ِ اسبی وحشی توی شُش هام حرف میزنم ...

 استیون اسپیلبرگ را برای "پارک ژوراسیک" هایش، دوست دارم ...

چرا من باستان شناس نشدم وقتی اینهمه استخوانِ غول آسا، انتظارم را میکشند ...

/ 0 نظر / 6 بازدید