تئوری هایی برای رسیدن به آرامش (3)

 

بگو همیشه از انگشتِ کوچیکِ پایِ چپت شروع کنه ...

/ 3 نظر / 5 بازدید
ليلي

[سبز] پايه ميز و مبل و كمد و انگشت كوچيك پا ! منو ياد درد ميندازه نه آرامش

سا (سجاد ایوز)

سلام عزیز... آری! خواندم... و ماندم! نثرهایت عجیب بوی غربت دارد...!؟! از آن غربت های قریب!!! از آن حال و هواهایی که "هست"... اما گویی که " نیست ". می دانی؟؟؟ شعرهایتان همیشه حس خاصی را برایم تداعی می کرده اند. حسی مانند رانندگی در یک عصر ابری در یک جاده خلوت کویری و با تمام سرعت. حسی که معنای نوعی فرار است از چیزی به چیزی. فراری که مقصد دارد. فراری که با آمادگی است. یادم هست : y=1/2 gt^2 ... بگذریم... حاشیه زیاد رفتم... مثل همیشه! نثرهایتان عجیب است... اما شعرهایتان همچنان طعم گسی دارد برای من. بسیار خوشحالم از زیارت شعرهایتان و نثر!!! ... "پیوسته دلت شاد و... لبت خندان باد." ...[گل]

شهرام معقول

سلام علی آقای عزیز در انتظار حضور پر مهر شمایم[گل]